الفيض الكاشاني

249

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

و خرد نمىشد از اين رو فكّ پايين را قابل تحرّك به حركت دورانى و فكّ بالا را ثابت و غير قابل تحرّك قرار داد . اينك به شگفتيهاى صنع خداوند بينديش چه هر آسيابى كه بشر مىسازد سنگ پايين آن ثابت و سنگ بالا در گردش است جز همين آسيا كه ساختهء پروردگار است ، زيرا در اين آسيا سنگ پايين به گرد سنگ بالا مىچرخد . آرى او منزّه از هر عيب است و چقدر كارش بزرگ و برهانش كامل و احسانش گسترده است . بارى ، فرض كن غذا را در فضاى دهان گذاشته‌اى ، اكنون چگونه غذا به زير دندانها مىرود ، و دندانها آن را به سوى خود مىكشد ، و تا چه حدّ دست در داخل دهان تصرّف مىكند . بنگر چگونه خداوند متعال با آفرينش زبان تو را مورد انعام قرار داده است ، چه آن در اطراف دهان مىچرخد و مانند بيل كه طعام را به زير سنگ آسيا وارد مىكند غذا را به اندازهء نياز از وسط دهان به سوى دندانها مىبرد ، علاوه بر فوايد ديگرى كه در آن است مانند حسّ ذائقه و شگفتيهاى نيروى ناطقه كه ما با ذكر آنها سخن را به درازا نمىكشانيم . سپس آنگاه كه غذا را بريده و خرد كرده‌اى ، ليكن خشك است و نمىتوانى آن را فرو برى جز آن كه با نوع رطوبتى از دهان به سوى حلق رانده شود . بنگر كه چگونه حقّ تعالى در زير زبان چشمه‌اى جوشان قرار داده كه لعاب از آن بيرون مىآيد و به اندازهء حاجت در دهان ريخته مىشود تا با غذا آميخته گردد و نيز بينديش كه چگونه خداوند آن را براى اين كار مسخّر و مأمور ساخته تا آن حدّ كه تو غذا را از دور مىبينى و اين بيچاره براى اداى خدمت آمادگى خود را اعلام مىكند و لعاب مىريزد به حدّى كه گوشه‌هاى دهنت را فرا مىگيرد ، در حالى كه غذا هنوز از تو دور است . پس از آن اين غذاى نرم و آميخته شده با لعاب دهان نيازمند كسى است كه آن را به معده برساند و آن در دهان است و تو نمىتوانى با دست آن را به سوى معده روانه كنى و نيز در معده دستى نيست تا دراز شود و طعام را به طرف خود بكشاند . اكنون بنگر كه چگونه حقّ تعالى مرى و گلو را آماده كرده و بر سر آنها طبقاتى قرار داده كه براى گرفتن غذا باز مىشوند . سپس آن طبقات بسته و به هم فشرده مىشوند و بر اثر فشار آنها غذا دگرگون شده و از دهليز مرى به سوى معده سرازير مىگردد . هنگامى كه غذا وارد معده مىشود و آن يا نان و يا ميوهء خرد شده است ، شايستگى آن را ندارد كه به همان صورت استخوان و گوشت و خون شود بلكه ناگزير بايد به طور